غلامحسين افضل الملك
168
سفرنامه خراسان و كرمان ( فارسى )
در سر سه فرسنگى آب انبارى ساختهاند كه زوار از آنجا آب برمىدارند . دو فرسنگ ديگر تا حوض خان بيابان هموار است . راه امشب و راه فردا شب كه بايد به منزل چهل پايه رفت خيلى هولناك است و وحشتانگيز است . اصل اراضى لوت در راه اين دو منزل است كه ابدا آبادى نيست و در اطراف صحراى كوير است كه مردم در اين راه جاده را كه مشابه صحرا است گم مىكنند و در كوير مىافتند . بهرطرف كه مىروند راه پيدا نمىكنند . بىآبى و گرماى آنها را با ستورانى كه دارد « 1 » هلاك مىكند . مستحفظين راه يا از طرف ناىبند يا از طرف دربند كه جزء خاك كرمان است بر روى يك شتر مشكهاى آب بار مىكنند و بر شترى ديگر سوار مىشوند و در صحراى كوير مىروند و راهرا بلديت داشته تا بيست فرسخ و سى فرسخ مىگردند . بسا مىشود كه دو روز و دو شب بگردش هستند تا گمشدگان را كه هلاك شدهاند پيدا كنند . پول و اسباب آنها را بياورند . اگر مستحفظين راه زود باخبر شدند و سريعا سوار شده دنبال گمشدگان بروند تا هفت فرسخ كه بروند آنها را زنده پيدا كرده آب داده مىآورند و اگر دير حركت كنند كشته و نعش گمشدگان را خواهند يافت . يك روز كه بگذرد از گرما و التهاب و بىآبى هيچ گمشده زنده نخواهد ماند . هيچ پرنده حتى غراب جز در كنار جاده از اين صحراها طيران نمىكند . اين صحراهاى كوير كه در اينجا معروف بلوط است متصل به كويرهاى اصفهان و كاشان و قم و تهران مىگردد . در چند سال قبل يكى از خوانين و سركردگان طايفهء بلوچ به سعايت والى كرمان مقصر دولت ايران شده او را مىخواستند دستگير كنند و مغلولا به تهران روانهاش دارند . بلوچ او را سوار شتر جمازه كه ساعتى دو فرسخ راه مىروند « 2 » كرده و آب آذوقه همراه برداشته از همين راه لوط و صحراى كوير بتهران رسانيدند . وى ملتجى باولياء دولت شده از تقصير بيرون آمد . گويند در
--> ( 1 ) - در اصل چنين است و صحيح دارند . ( 2 ) - در اصل چنين است .